نیما
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ نیما
آرشيو وبلاگ
      کوهنوردی... نشاط زندگی (مسیرهای کوهنوردی و گردشگری تهران (و ایران))
قله کلکچال از باغ شاطر (گلابدره) نويسنده: نیما - دوشنبه ۳٠ شهریور ۱۳٩٤

گزارش صعود به قله کلکچال از باغ شاطر
(صعود از باغ شاطر و فرود از گلابدره)

تاریخ اجرا: پنجشنبه 94.06.26

ارتفاع قله: 3350 متر
ارتفاع مبدا صعود: 1820 متر
طول مسیر و زمان صعود: 6.8 کیلومتر، 7 ساعت
طول کل مسیر و کل زمان برنامه: 13.8 کیلومتر، 12 ساعت (06:20 تا 18:20)
نفرات شرکت کننده: (4 نفر)
آقایان: نیما اسماعیلی، رضا حبیبی، خانمها: طیبه رنجبریان و نسترن سعادتی


تایم های استراحت:
صبحانه: 1 ساعت و 15 دقیقه
ناهار: 1 ساعت و 10 دقیقه
استراحت های بین راه: در حد نرمال

سرعت حرکت: با گام متوسط

سختی مسیر: سختی خاصی ندارد. بخش نخست و پایانی مسیر پاکوب دارد. نیمه وسط که از روی سنگ ها است پاکوب ندارد که باید از تجربه خود برای انتخاب مسیر درست استفاده کنید. (رجوع به متن گزارش)

 

مسیر پیموده شده در گوگل ارث:

+ دانلود فایل جی پی اس مسیر (wikiloc)

-------------------------------------------------------------

 آدرس دسترسی:

تجریش، خیابان دربند، خیابان اسداللهی، محله باغ شاطر

باغ شاطر در گوگل مپ:

 

گزارش برنامه:

به نام خالق زیبایی ها

قرارِ این هفته قله کاسونک بود. اما با نامساعد شدن وضعیت جوی و اعلام رعد و برق و بارندگی برای تهران (10%) و لواسانات (60%) و همچنین توصیه دوستان در امداد و نجات تهران برای حذف برنامه کوهنوردی در آخر هفته! (که احتمال بروز سیلاب را نیز می دادند) لذا شب چهارشنبه، با پیشنهاد اقای حبیبی، تصمیم بر این شد که قله کاسونک را به زمان دیگری موکول کرده و در این روز به قله کلکچال برویم که هم نزدیکتر و ایمن تر است و هم احتمال بارندگی کمتری نسبت به فشم دارد.

صبح پنجشنبه ساعت 5:30 صبح میدان تجریش بودیم. مسیر خیابان دربند را در پیش گرفته، ورودی گلابدره – امامزاده قاسم را رد کرده و کمی بالاتر وارد خ شهید اسداللهی شدیم. انتهای خیابان اسداللهی، تابلوی نارنجی رنگ مسیر سورتمه تهران را نشان می دهد. داخل محله باغ شاطر و انتهای خ حسینی به میدانگاه کوچکی رسیدیم که سمت راست آن ورودی پارک سورتمه است. ماشین را همانجا پارک کرده و ساعت 06:20 صبح پیاده روی را شروع کردیم.

داخل پرانتز این را هم بگویم که ما نان را از نانوایی بربری بین م دربند و م مجسمه تهیه کردیم و مجددا به عقب برگشته و وارد خ اسداللهی و باغ شاطر شدیم اما انتهای خ اسداللهی -که سه راه و میدانگاهی کوچکی است- نیز یک نانوایی بربری هست که از آنجا هم می شود نان تهیه کرد.

پس از پارک خودرو ، خ شهید محرابیان را به سمت شمال حدود 50 متر ادامه دادیم سپس از سمت راست وارد مسیر پارک سورتمه شدیم که خیابان آسفالته و ماشین رو است. کمی بالاتر سر یک سه راهی از سمت چپ حرکت کرده و حدود 200-300 متر بالاتر، از سمت چپ، از کنار یک ساختمان، از روی دیوار کوتاه پارک گذر کرده و روی یالی قرار گرفتیم که قرار بود مسیر حرکت ما باشد. چند دقیقه بعد مسیر را از کنار فنس ها ادامه دادیم که پاکوب خوبی دارد. با توجه به بارندگی شب قبل هوا تمیز و عالی و خاک زیر پایمان حسابی نمدار بود که پیاده روی فرح بخشی را در این صبح برایمان رقم می زد. حدود 15-20 دقیقه بعد فنس ها تمام شده و مسیر پاکوب را همچنان ادامه دادیم. این پاکوب با چرخش به سمت راست به چشمه بالای دره گلابدره رسیده و از آنجا به سمت پناهگاه کلکچال ادامه دارد. اگر قصد چشمه را نداشتیم می توانستیم در بخشی از مسیر از پاکوب جدا شده و مسیر بالای یال را در پیش بگیریم اما چون میخواستیم صبحانه را پای چشمه بخوریم کمی راهمان را دورتر کرده و تا چشمه رفتیم. البته نگفته نماند که در این صورت هم از مسیر بهتری صعود کردیم و هم اینکه شیب مسیر نیز شکسته شد.

ساعت 07:50 پای چشمه (2350 متر) رسیدیم. از سمت راست کمی پایین رفته و روی یک سنگ صخره ای صبحانه را صرف کردیم. ساعت 09:15 از سمت چپ چشمه در مسیری که پاکوب نداشت کم کم ارتفاع گرفته تا ساعت 10 به گردنه وزباد رسیدیم. از روی گردنه در جهت شمال: بند یخچال، دیواره و جانپناه شروین و در دوردست هتل اوسون و ایستگاه 5 و ... دیده می شد. پس از استراحتی کوتاه مسیر یال را به سمت راست ادامه دادیم. حدود ساعت 10:30 کلبه فلزی کوچکی زیر صخره ها دیده می شد که ما به سمت کلبه حرکت کردیم. از اینجا به بعد تا نیم ساعت مانده به گردنه زین اسبی دیگر از پاکوب خبری نبود. ناگفته نماند که آقای حیبی سالهای گذشته چند بار این مسیر را رفته بودند. کلبه جالبی بود. تازه تعمیر و نوسازی شده بود و داخلش تر و تمیز بود. از پشت کلبه از سنگها رد شده و ارتفاع کم کردیم. سپس کمی دست به سنگ شده و مجددا ارتفاع گرفته و از دهلیز مقابل  عبور کرده و پس از دهلیز، از سمت چپ حرکت کردیم تا به بالای یال برسیم. با ادامه مسیر که بیشتر از روس سنگ و ناهموار بود و البته مشکل خاصی هم برای حرکت نداشت، در نهایت ساعت 12:10 به گردنه زین اسبی در بالای کلکچال به ارتفاع 3 هزار متر رسیدیم و درنهایت ساعت 13:20 بر روی قله کلکچال بودیم.

 

فرود:

ساعت 14:00 به سمت پایین براه افتادیم. ساعت 15:10 به پناهگاه کلکچال رسیدیم. رستوران بسته بود و پناهگاه بسیار خلوت بود. نمیدانم این خلوتی بخاطر پیش بینی هواشناسی بود یا بخاطر مسافرت های آخر تابستان! که خود بوفه ای هم میگفت که امروز خلوت تر از هفته های قبل هست. در این روز من برای اولین بار به برج کلکچال خیلی نزدیک شدم و چون درش باز بود وارد محوطه برج شدم. دیدم که تمام سنگهای دور تا دور آن تا بالا همه یادگاری و یادبود افراد و گروههای پیش آهنگی است که روی تکه های سنگ حک شده است! ناهار را در پناهگاه کلکچال صرف کرده و ساعت 16:20 به سمت گلابدره براه افتادیم. ساعت 16:50 پای چشمه بودیم. و در نهایت ساعت 18:10 به پارکینگ گلابدره رسیدیم. تمام مسیر از پناهگاه تا گلابدره پاکوب دارد و برای پیدا کردن مسیر خصوصا در هنگام فرود مشکل خاصی نخواهید داشت. از پله های پر شیب پارک سورتمه بالا رفته و وارد پارک شدیم که سر سبز و با طراوت بود. در همین هنگام باران ملایمی هم شروع به باریدن کرد که حسن ختام قشنگی برای برنامه ما بود. ساعت 18:30 پای ماشین بودیم و پایان برنامه.

 

نکات مثبت این برنامه:

1-       دم دست و نزدیک بودن و ایمنی بیشتر مسیر با توجه به اعلام احتمال وضعیت جوی نامساعد.

2-       خلوت بودن مسیر که بجز ما هیچ گروه دیگری در مسیر نبود مگر اطراف چشمه بالای گلابدره که چند کوهنورد دیده می شدند.

3-       درگیری کم و بیش با سنگ در بخش هایی از مسیر

4-       یکی نبودن مسیر صعود و فرود

5-       با اینکه در این روز پیش بینی رعد و برق و رگبار باران و حتی سیلاب شده بود اما خوشبختانه هوا عالی بود و فقط از ساعت 12 به بعد سمت قله ابری شد اما از باران و رعد و برق خبری نبود. قله توچال کامل زیر پوشش ابر بود.

6- هواشناسی برای این روز برای تهران، از ساعت 12 تا 3 عصر، 10 درصد احتمال بارندگی و برای فشم 60 تا 70 درصد پیش بینی کرده بود. جالب اینکه تا تا ساعت 6 عصر خبری از باران نبود. ساعت 6 کمی نم باران آمد و ساعت 7 باران سیل آسا به مدت حدود نیم ساعت که ما در اتوبان نیایش بودیم و تمام اتوبان های شمال شهر را اب برداشته بود!!

هفته قبل هم که ما برنامه قله سکه نو داشتیم، هوا شناسی برای منطقه دیزین 40 درصد احتمال بارندگی زده بود که یک قطره باران هم نیامد.

خواستم بگم که هیچوقت برای 50-60 درصد احتمال بارندگی برنامه کوه را تعطیل نکنید اما احتیاط شرط عقل است که به مسیرهای ایمن تر و نزدیک تری بروید.

7- آسان ترین مرجع برای چک کردن هوا: در گوگل بزنید (به عنوان مثال:) هواشناسی فشم. بدون اینکه نیاز به وارد شدن به سایت مرجع (weather.com) باشد، وضعیت دما، بارندگی و باد را همانجا به شما نشان می دهد.

 

چشمه های مسیر:

1-       چشمه بالای گلابدره در مسیر صعود

2-       چشمه پناهگاه کلکچال در مسیر فرود

 

آنتن دهی:

اخیرا برای مدیریت باطری گوشی را در حالت افلاین قرار می دهم. روی قله که گوشی را از آفلاین خارج کردم دیدم که آنتن کامل دارد. پناهگاه کلکچال آنتن نداشت!

---------------------------------------------------

گزارش های مرتبط در همین وبلاگ:

قله کلکچال از پارک جمشیدیه، آذر ماه 1391

قله کلکچال از دارآباد، شهریور 1392

مسیر کوهپیمایی کولکچال، بهمن ماه 1390

  نظرات ()
قله سبلان نويسنده: نیما - سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٤

 گزارش صعود به قله سبلان 4811 متر
(صعود از جبهه شمال شرقی و فرود از جبهه غربی به شابیل)

تاریخ اجرای برنامه: سه روزه، از پنجشنبه 12 تا شنبه 14 شهریور 94

موقعیت جغرافیایی قله: استان اردبیل، مشکین شهر، بخش لاهرود، آبگرم شابیل
ارتفاع قله: 4811 متر
ارتفاع مبدا صعود: پناهگاه شمال شرقی، 3700 متر
طول مسیر صعود: 3.3 کیلومتر (جبهه شمال شرقی)
طول مسیر فرود: 9.2 کیلومتر (از جبهه غربی)
جمع: 12.5 کیلومتر
مدت زمان صعود: 5 ساعت
مدت زمان فرود: 5 ساعت
کل زمان برنامه: 12 ساعت
نفرات شرکت کننده: (5 نفر)
سعید نیری، مصطفی نیری، هادی جلالیان، رضا حبیبی، نیما اسماعیلی
سرپرست برنامه: آقای سعید نیری

 

 

مسیر صعود و فزود در گوگل ارث:

(برای مشاهده تصویر در سایز واقعای بر روی آن کلیک نمایید)

+ دانلود فایل جی پی اس قله سبلان (wikiloc)

------------------------------------------------------

گزارش برنامه:

پنجشنبه ساعت 6.20 صبح، 5 نفر با دو ماشین از تهران به سمت اردبیل به راه افتادیم. برای اینکه از زیبایی های مسیر و طبیعت زیبای شمال بهره ببریم تصمیم بر این شد که از سمت آستارا و گردنه حیران به اردبیل برویم. ساعت حدود 8.00 کنار اتوبان قزوین، قبل از ورودی رشت، مجتمع رفاهی بزرگ و تمیزی بود که برای صبحانه توقف کرده و صبحانه را در فضای باز مجتمع صرف کردیم. ساعت 2.00 عصر حدود 10 کیلومتر مانده به آستارا (روبرای پلیس راه) ناهار را در رستوران اکبر جوجه صرف کردیم و ساعت 3.30 گردنه حیران برای صرف چای توقف داشتیم. چند کیلومتر بالاتر در یک مسجد تو راهی برای نماز مجدد توقف کردیم که من کلهم خواب بودم اصلا نفهمیدیم چی شد و کجا بود! :)

ساعت 6.00 به اردبیل رسیدیم. (؟؟ کیلومتر از تهران) میدان دوم به راست پیچیده و میدان بعدی (میدان وحدت) باز هم به راست پیچیده و وارد جاده مشکین شهر شدیم. همان ابتدای جاده میوه و پنیر و مخلفات برای صبحانه خریدیم و نان میخواستیم که نانوایی ها بسته بودند! جاده را به سمت مشکین شهر ادامه دادیم. ؟؟ کیلومتر بالاتر به ورودی لاهرود رسیدیم که در سمت چپ جاده تابلو داشت. نان را از مغازه ای در لاهرود خریدیم که نان خوبی بود و تا دو روز از همین نان خوردیم اما ترد بود و همش خورد میشد! خواستم بگم که از قبل به فکر تهیه نان مرغوب باشید و به امید اردبیل نباشید که اینجا به مشکل می خورید. لاهرود شهر نسبتا بزرگی است و همه چیز در آن پیدا می شود اگر که چیزی کم و کسر داشتید می توانید در لاهرود تهیه کنید. پس از گذر از لاهرود به سمت قوتورسویی و شابیل ادامه مسیر دادیم که تابلوی راهنما داشت. در طول مسیر نمای زیبایی از سبلان پیش روی ما بود. حدود یک ربع مانده به شابیل در کنار جاده توقف کرده و دره  ؟؟ را تماشا کردیم که در سمت راست جاده و در امتداد آن قرار داشت. دره هر چند در این فصل چندان زیبا نبود اما از وجناتش مشخص بود که به فصلش دره زیبایی ست.

ساعت 7.20 به آبگرم و پارکینگ شابیل رسیدیم. ورودی 6 هزار تومان برای هر ماشین بود. با توجه به اینکه شب پنجشنبه بود ظاهرا زیاد شلوغ نبود. جا برای چادر زدن به اندازه کافی بود و کانکس هم برای اجاره موجود بود. کانکس کوچک (یک اتاقه) شبی 50 ه.ت و کانکس بزرگ (دو اتاقه) شبی 70 ه.ت . کانکس کوچک یک تخت داشت و در کل 4 نفر داخلش برای خواب جا میشد و کانکس دو اتاقه یک اتاقش تخت دو نفره داشت و یک اتاق مبله بود و در کل میشد کفت که 6 نفر جا داشت. گرمایش برقی هم داشتند کانکس ها.

در یک مکان مناسب نزدیک ماشین ها چادرهایمان را برپا کردیم و پس از صرف شام سبک که پنیر و انگور و نان بود شب را به صبح رساندیم. ساعت 5 صبح بیدار شدیم و پس از جمع کردن چادرها، ساعت 7 صبح سوار لندرور شدیم. ظرفیت هر لندرور 6 نفر است و کرایه هر نفر 15 هزار تومان است. اگر کمتر بودید یا باید کرایه کامل را بدهید و یا منتظر بمانید تا نفراتی پیدا شوند و با شما ظرفیت را تکمیل کنند. یک نفر دیگر که گروهشان با لندرور قبلی بالا رفته بود با ما سوار شد و 6 نفره به سمت پناهگاه شمال شرقی به راه افتادیم. نیم ساعته به پناهگاه رسیدیم. میخواستیم از پناهگاه آب برداریم که دیدیم آب قطع است!  آب همراهمان داشتیم اما کافی نبود.  لوله ها یخ بسته بودند از بوفه دو بطری آب خریدیم. گفتند که لوله ها ساعت 12 ظهر باز می شود.

ساعت 7.30 کوهنوردی خود را به سمت بالا شروع نمودیم. تمام مسیر پاکوب واضح داشته و این پاکوب ها تا قله ادامه دارد که بدون مشکل و یا زحمت خاصی شما را به قله می رساند. سبلان در این روز چندان شلوغ نبود اما در هر حال مسیر پر بود از کوهنورد و جالب اینکه 99 درصد کوهنوردان بومی های منطقه بودند و ما به ندرت کوهنورد غیر بومی در مسیر می دیدیم. از ارتفاع 4200 به بالا بخش هایی برف داشت اما حرکت از روی برف نبود. ساعت 12.00 به سنگ محراب در ارتفاع 4750 متر رسیدیم. از سنگ محراب تا قله بدون توقف حدود 10 دقیقه بیشتر راه نیست. پس از گرفتن عکس یادگاری به سمت قله ادامه مسیر دادیم و ساعت  12.30 همگی بر فراز قله سبلان و کنار دریاچه زیبایش بودیم.

فرود:

حدود دو ساعتی روی قله به تماشای دریاچه ، عکاسی و صرف ناهار مشغول بودیم. میشه گفت در این دو ساعت کم و بیش در هم زمان 20-30 نفری روی قله بودند اما زمانی که قله را به سمت جبهه غربی ترک میکردیم قله خالی شده و بجز ما دیگر کسی آنجا نبود! به هر حال ساعت 14:30 قله را به قصد فرود از جبهه غربی ترک کردیم و جالب اینکه در آن روز تمام کوهنوردان و گروهها از همان مسیر شمال شرقی برگشتند و ما تنها گروهی بودیم که به سمت جبهه غربی حرکت کردیم. زمانی که روی قله بودیم با دوست عزیزی بنام اقا نادر آشنا شدیم که از بچه های اردبیل بودن ایشون و انفرادی صعود کرده و مثل ما قصد فرود از جبهه غربی را داشتن. گروه ما اولین بار بود که به سمت جبهه غربی می رفتیم اما اقا نادر چند سال پیش این مسیر را رفته بودند و تا حدود زیادی آشنایی به مسیر داشتند. در هر حال پس از عکاسی در سمت غرب دریاچه به بالای دریاچه رفته و از آنجا کمی که به سمت چپ حرکت کردیم جانپناه غربی از دور نمایان شد. شیب تند غربی را به سمت جانپناه سرازیر شدیم که بخش های زیادیش شن اسکی و یا ریزشی بود و تقریبا فرود اسانی داشتیم. اما این مسیر برای صعود قطعا مسیر اسانی نخواهد بود!

ساعت 15:30 جانپناه بودیم و پس از یک استراحت نیم ساعته از سمت چپ سنگها مسیر فرود را ادامه دادیم.حدود 50 متر پایین تر از جانپناه از سنگ عقاب دیدن کرده و مجدد براه افتادیم. پاکوب از روی یال ادامه داشت و حدود نیم ساعت بعد در حالی که پاکوب به سمت چپ و پایین می رفت ما از پاکوب جدا شده و از روی سنگها مسیر یال را ادامه دادیم تا اینکه مجدد در مسیر پاکوب افتادیم. در ادامه پاکوب از سمت راست یال ارتفاع کم کرده و به چشمه آب در ارتفاع 3700 متر رسیدیم کخ لوله آب در مجاورت آن از دور دیده میشد. پس از استراحت کوتاه و نوشیدن آب مسیر را مایل به راست بدون پاکوب ادامه دادیم که چند دقیقه بعد به منطقه باز شبیه دشت رسیدیم و از آنجا همچنان مایل به راست حرکت کردیم تا جایی که تیرهای آبی رنگ تله سی‌یژ از دور نمایان شد. مسیر را طوری ادامه دادیم که به وسط های تیرهای تله رسیدیم در حالی که حدود 100 متر با ما فاصله داشتند و مجنمع شابیل در جهت چپمان از دور دیده میشد. بخش های زیادی از مسیر غربی پاکوب ندارد اما در کل اگر از قبل در گوگل ارث مسیر را بررسی کرده و موقعیت شابیل را نسبت به قله بدانید، برای پیدا کردن راه مشکل چندانی نخواهید داشت. در ادامه وارد جاده ای شدیم که  شابیل را به پناهگاه شرقی متصل می کند و صبح ما با لندرور این جاده را رفته بودیم. بدون اینکه زیاد در مسیر جاده حرکت کنیم، میانبر زده و به سمت شابیل از شیب یال پایین رفتیم تا اینکه ساعت 19:30 همگی به سلامت به مجتمع شابیل رسیدیم. آشنایی و همراهی با دوست عزیزمان آقا نادر در این مسیر بسیار مسرت بخش بود و بنده همینجا از مهمان نوازی و همراهی خوب ایشان تشکر میکنم.

پس از فرود:

پس از رسیدن پای ماشینها سریع وسایل لازم را برداشته و راهی آبگرم شدیم که داخل همان مجتمع شابیل است و فاصله ای با محل پارک ماشینها ندارد. آبگرم شابیل یک ساختمان ظاهرا جدید التاسیس است که در کل از نظر امکانات و بهداشت قابل قبول و تمیز است. آب استخر زیاد داغ نبود که خیلی بچسبد اما حوضچه ای در جلوی سونا وجود دارد که آب آن داغ تر بود. بلیط آبگرم برای هر نفر 6 هزار تومان است. در کل ساعت خوشی را در آبگرم گذرانده و پس از آن جمع کرده و ساعت حدود 10 شب سوار ماشین هایمان شده و از مجمتع شابیل خارج شدیم.

با توجه به توقف هایی که در طول مسیر داشتیم، ساعت حدود 12 شب، حدود 4-5 کیلومتر مانده به میدان وحدت اردبیل (ابتدای جاده مشکین شهر) سمت راست یک امامزاده به اسم امامزاده صدرالدین (اگر اشتباه نکنم) بود که توقف کردیم. امامزاده در حال بازسازی بود. برای داخل امامزاده صحبت کردیم که متولی اجازه ندادند در نتیجه داخل محوطه چادرهایمان را برپا کردیم. فضای امامزاده همش خاک و خول و فاقد فضای سبز بود اما محوطه امامزاده دارای شیر آب و سرویس بهداشتی بوده که از این لحاظ خوب بود. شام را مهمان دست پخت اقای نیری عزیز بودیم که بسیار زحمت کشیدند و ساعت حدود 2:30 خوابیدیم. ساعت 10 صبح از امامزاده زدیم بیرون و نزدیک میدان وحدت از یک لبنیاتی که مقداری سوغات شامل عسل و کره محلی خریدیم و به سمت جاده آستارا براه افتادیم. در مسیر به سفارش یکی از دوستانمان در تهران که خودشان اصالتا اهل نمین هستند، برای تهیه فتیر به نمین رفتیم که فتیرهای خوبی هم داشت. پس از صرف صبحانه-ناهار! به سمت گردنه حیران و آستارا ادامه مسیر دادیم. میخواستیم در مسیر سری به جنگل های سمت تالش (اگر اشتباه نکنم) بزنیم که متاسفانه آقا مصطفی تصادف میکنن و چند ساعتی معطل می شویم. شهر ؟؟ از مسیر اصلی خارج شده و مسیر جاده خلخال را در پیش می گیرم. حدود نیم ساعتی به سمت خلخال حرکت میکنیم که مسیر جنگلی و زیبایی دارد. در یک مکان مناسب برای صرف ناهار-شام توقف کرده و پس از صرف غذا که باز هم زحمتش با آقای نیری بود ، مسیر برگشت را در پیش می گیریم.

ساعت 02:30 نیمه شب تهران بودیم و من ساعت 03:00 درب منزل پیاده شدم... و پایان یک برنامه خوب دیگر در کنار دوستان نازنینم. از همه دوستان عزیزم برای همراهی خوبشان تشکر میکنم و تشکر ویژه از آقای نیری عزیز برای مدیریت عااااالی و زحمت های زیادی که در این برنامه متحمل شدند.

هزینه برنامه برای من و آقای حبیبی: هر نفر 116 هزار تومان شد (بدون سوغات) که از این مقدار مبلغ 40 هزار تومانش هزینه بنزین است.

نکات برنامه:

1- آقا عجب مردمان نازنینی هستند این اردبیلی ها. خونگرم و مهمان نواز و با صفا... درود بر شرفشان.

2- در کل پارکینگ شابیل و مسیر صعود زیاد شلوغ نبود. یکی از دلایلش می توانست این باشد که اکثرا چهارشنبه عصر راه افتاده و پنجشنبه صعود می کنند اما ما یک روز دیرتر راه افتاده و جمعه صعود کردیم.

3- در این چند روز برنامه هوا عاااالی بود. آفتابی و روی قله 1 درجه بالای صفر (طبق سایت) که بنظر می رسید حتی بیشتر از این هم بود روی قله.

4-

 

ادامه دارد

 

(گزارش در حال تکمیل)

-------------------------------------------------------

(تصاویر بیشتر در ادامه مطلب)

============================


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
قله های سکه‌نو و سه‌چال نويسنده: نیما - یکشنبه ۸ شهریور ۱۳٩٤

گزارش صعود به قله های سکه نو 3870 و سه چال 3925 متر

تاریخ اجرای برنامه: جمعه 94.06.06

موقعیت جغرافیایی: استان تهران، محور شمشک-دیزین

مبدا صعود: روستای ولایت رود، 2450 متر
فرود: دیزین، 2700 متر

فواصل و ارتفاع قله ها:
قله سکه نو: 4.7 کیلومتر، 3870 متر، 5 ساعت
قله سه چال (از سکه نو): 2 کیلومتر، 3925 متر، 1 ساعت
کل مسیر: 13.2 کیلومتر (صعود و فرود)
مدت زمان کل برنامه: 11 ساعت (07:15 تا 18:30)

تعداد نفرات شرکت کننده: 3 نفر
نیما اسماعیلی، جواد سرخوش و خانم طیبه رنجبریان

 

قله سکه نو، همراه با گروه دیگری از کوهنوردان که قبل از ما، از یال وارنگه رود به قله رسیده بودند:

 

مسیر پیموده شده در گوگل ارث:

 

+ دانلود فایل جی پی اس مسیر (wikiloc)

------------------------------------------------------------

گزارش برنامه:

این برنامه را قرار بود با شرکت هفت نفر از اعضا اجرا کنیم که تا صبح برنامه یکی یکی کنسل کردند و ماندیم سه نفر: من و آقا جواد سرخوش و خانم رنجبریان.

ساعت 5 صبح از تقاطع همت - یادگار سه نفری با یک ماشین راه افتادیم. ساعت 5.5 صبح گردنه قوچک بودیم. پس از تهیه نان تافتون در مسیر (حدود 500 متر مانده به میدان فشم، سمت چپ) به سمت میگون و گردنه دیزین ادامه مسیر دادیم. از م فشم تا ولایت رود 38.5 کیلومتر راه است. ساعت 7 صبح به ولایت رود رسیدیم. یعنی از گردنه قوچک تا ولایت رود 62 کیلومتر راه است که حدود 1.5 ساعت زمان می برد. به ولایت رود که رسیدیم، با دیدن تابلو کوچه "شهید صادق علی سولقانی" ، ماشین را در جای مناسبی پارک کرده و ساعت 07:20 پیاده روی خود را از کوچه به سمت بالا آغاز نمودیم. پنجاه متر بالاتر به سمت چپ پیچیده و مسیر اصلی را به سمت بالا ادامه دادیم. چند دقیقه بعد از کوچه های روستا خارج شده و به جایی رسیدیم که سمت راستمان یک کلبه بود و ادامه مسیر ، کناره راه تایرهای فرسوده چیده شده بود. مسیر را مستقیم ادامه دادیم و کمی بالاتر از مسیر مالرو خارج شده و از سمت راست به روی یال کشیدیم. روی یال پاکوب نداشت و شیب تند بود اما مشکل خاصی برای حرکت نداشتیم. این یال مستقیم ما را به قله سکه نو می رساند. البته نیمه راه یک گردش به راست هم دارد که با دانستن موقعیت تقریبی قله، مشخص است.

ساعت 8 صبح برای صبحانه توقف کرده و پس از 40 دقیقه مجدد براه افتادیم. شیب یال تند بوده و بدون پاکوب که بعضا ریزشی هم بود که کمی حرکت را سخت میکرد. حدود ساعت 11 صبح آقا جواد که بخاطر غیبت دو ماهه در برنامه ها و عدم آمادگی در وضعیت خوبی بسر نمی برد، از ما خداحافظی کرده و مسیر فرود را در پیش گرفت و قرار شد که ماشین را برداشته و نزدیک هتل دیزین، جایی که ما فرود می آییم، حدود ساعت 4 عصر منتظر ما باشد. بنابراین من و خانم رنجبریان باقی مسیر را دو نفری ادامه دادیم. از ساعت 11 به بعد مسیر از نظر پاخور عالی بود و بعضا پاکوب هم داشت اما حدود نیم ساعت مانده به قله باز هم کمی لغزشی بود که کمی حرکت را کند میکرد و البته مشکل خاصی نبود. محدوده قله از دور در انتهای یال نمایان است اما خود قله و سنگ چین آن تا دقیقه آخر هم در معرض دید قرار نمی گیرد. چند دقیقه مانده به انتهای یال قله فرعی در سمت چپ دیده می شود که ممکن است با قله اشتباه گرفته شود. مسیر یال را مستقیم به سمت بالا ادامه دهید تا به قله برسید. ساعت 12:40 بر روی قله سکه نو بودیم در حالی که گروه دیگری قبل از ما به قله رسیده بودند که از یال وارنگه رود صعود کرده بودند.

پس از استراحت و عکاسی ساعت 13:20 مسیر خط الراس را به سمت قله سه چال در پیش گرفتیم. بخشی از مسیر سنگی و تیغه ای بود که ما از سمت راست سنگها را دور زده و مجدد از روی خط الراس ادامه مسیر دادیم و مشکل خاصی نبود. هوا در این روز در کل عالی و آفتانی بود و صعود فرح بخشی را برایمان رقم می زد خصوصا حرکت بر روی خط الراس بسیار عالی و دلچسب بود. البته روی خط الراس کمی هوا ابری شد که بعد دوباره آفتابی شد. پس از یک ساعت یعنی ساعت 14:20 به قله سه چال رسیدیم.

ساعت 15:00 ، یک کوچولو به سمت شرق ادامه مسیر داده (ادمه مسیر خط الراس) و از سمت راست سرازیر شدیم که شیب تندی داشت و البته بیشتر شن اسکی بود و در کل صعود آسانی را برایمان رقم زد. ساعت 16:10 پای رودخانه بودیم به ارتفاع 3030 متر. رودخانه ای پر آب و خروشان که در این فصل از سال دیدن چنین حجمی از آب بسیار دلچسب و فرح و بخش بود برایمان. از عرض رودخانه گذشته و باقی مسیر را تا خود جاده دیزین از سمت چپ رودخانه ادامه دادیم که پاکوب داشت. کمی پایین تر سمت چپمان سنگ ها و صخره های زیبایی دیده می شد که مناظر چشم نوازی را رقم می زد. در آن دقایق یک چشممان به رودخانه بود و یک چشممان به صخره های سمت چپ که براستی دیدنی بودند. حرکت در مسیر رودخانه پر آب دیزین بسیار عالی و فرح بخش بود و در واقع ما انتظار چنین رودخانه و چنین مسیر زیبایی را در اینجا و در این موقع از سال نداشتیم. یک جورایی سورپرایز شده بودیم! شیب ملایم مسیر را به سمت پایین رودخانه ادامه دادیم تا ساعت 17:00 که به چشمه رسیدیم که انگار آب انبار بود و آب از لوله به بیرون جریان داشت. پایین تر، از چوپان ها پرسیدیم گفتند که اسم این چشمه ، چشمه قله لیلا است. ساعت 17:45 به دشت وسیعی رسیدیم که گوسفند سرای بزرگی هم بود. در اینجا ما از یک پل فلزی و سیار که روی رودخانه بود به سمت راست رودخانه رفته و مسیر پاکوب را ادامه دادیم. در اینجا آنتن موبایل برقرار بود و با آقا جواد تماس گرفته و اطلاع دادیم که ما نزدیکیم. حدود یک ربع بعد برای اینکه زودتر به جاده برسیم از پاکوب جدا شده و از عرض رودخانه به زحمت گذشتیم و به سمت چپ رودخانه رفتیم که در اینجا خانم رنجبریان با کفش از داخل آب رد شدند! در کل پیشنهاد می شود که از گوسفند سرا اصلا به سمت راست رودخانه نروید بلکه مسیر را مستقیم از همان سمت چپ رودخانه ادامه دهید. اگر از سمت راست حرکت کردید همان مسیر را ادامه دهید تا به جاده برسید. (فایل جی پی اس مسیر را اصلاح کرده و سمت چپ رودخانه انداختم)

کمی پایین تر به سنگ هایی رسیدیم که از سمت چپ سنگها ارتفاع زیاد کرده و مجدد ارتفاع کم کردیم و در نهایت ساعت 18:40 به سلامت به جاده دیزین و محل قرارمان با آقا جواد سرخوش رسیدیم و پایان برنامه.

 ----------------------------------------------------------------------

چشمه های مسیر:

1- چشمه قله لیلا، حدود یک ساعت مانده به گوسفند سرا در مسیر فرود

2- چشمه گوسفند سرا

---------------------------------------------------------

 جاذبه های برنامه:

1- مسیر صعود و فرود متفاوت 2- دره و رودخانه زیبا و پر آب دیزین

----------------------------------------------------

 (تصاویر بیشتر در ادامه مطلب)

================================


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
قله های ورزاب4 و جانستون نويسنده: نیما - یکشنبه ۱ شهریور ۱۳٩٤

گزارش صعود به قله های ورزاب4 و جانستون

تاریخ اجرای برنامه: پنجشنبه 94.05.29

موقعیت جغرافیایی قله: تهران، فشم، روستای آبنیک
مسافت، ارتفاع و مدت زمان صعود:
قله ورزاب4: 6 کیلومتر ، 3946 متر ، 6 ساعت
قله جانستون: 7 کیلومتر ، 3930 متر ، 6 ساعت و 40 دقیقه
کل مسیر رفت و برگشت: 14 کیلومتر
ارتفاع نقطه استارت: 2500 متر
کل زمان برنامه: 14 ساعت! (از 7 صبح تا 9 شب)
نفرات شرکت کننده: (8 نفر)
آقایان: نیما اسماعیلی، رضا حبیبی، علیرضا یاوری، سعید نیری، علی محمد مهدیون، یدالله طهوری، هادی و خانم طیبه رنجبریان

 

مسیر صعود به قله های ورزاب 4 و جانستون:

 

+ دانلود فایل جی پی اس قله های ورزاب4 و جانستون (wikiloc)

--------------------------------------------------------------------

گزارش برنامه:

قرار ما ساعت 5:30 صبح گردنه قوچک بود. پس از جمع شدن همه بچه ها یک ماشین را همانجا پارک کرده و با دو ماشین 8 نفری به سمت فشم و روستای آبنیک به راه افتادیم. حدود فکر کنم 500 متر مانده به میدان فشم نان تافتون خریدیم که در سمت چپ قرار دارد. از میدان فشم به راست پیچیده و پس از طی 12 کیلومتر به ورودی روستای آبنیک رسیدیم. وارد روستای آبنیک شده و تقریبا در انتهای روستا با عبور از پل به سمت چپ وارد خیابان جانستون شدیم. این خیابان حدود 3.5 کیلومتر طولش هست و در انتها یک پارکینگ کوچک هم برای پارک ماشین دارد. ما برای اینکه کمی بیشتر از پیاده روی در کنار رودخانه لذت ببریم تصمیم گرفتیم که اواسط جاده پراک کرده و بقیه راه را پیاده طی کنیم. ساعت 7 صبح براه افتادیم و پس از ده دقیقه پیاده روی به انتهای جاده و روخانه رسیدیم. ساعت 07:45 بالای دشت بودیم. از چشمه ابتدای دشت که سر راه است آب باریکه ای هنوز جریان داشت. بطری ها را پر کرده و کمی پایین تر برای صبحانه توقف کردیم. پاکوب غار بیوک آقا از پای چشمه مستقیم و به سمت بالای دشت بوده و پاکوب قله ورزاب 4  از سمت چپ به سمت پایین دشت سرازیر می شود. پس از صرف صبحانه به پایین دشت رفته و از رودخانه گذشتیم که در این فصل مشکل خاصی نبود اما در فصول پرآبی فکر کنم مشکلاتی داشته باشد! آنسوی رودخانه از بلندترین و بزرگترین یالی که به سمت بالا می رود ادامه مسیر داده و در انتهای یال به ارتفاع 3600 متر رسیدیم. به سمت راست پیچیده و مسیر قله ورزاب 4 را در پیش گرفتیم.

مسیر مشکل و سختی خاصی نداشت اما در بخشی از مسیر که سنگی بود آقای حبیبی عزیز یک لحظه زیر پایشان خالی شده و با قفسه سینه روی سنگ افتادند. پس از این حادثه تا قله جانستون ظاهرا درد چندانی نداشتند اما در مسیر فرود رفته رفته درد بیشتر می شد و خدا را شکر طوری نبود که مانع حرکت ایشان بشود.

ساعت 13 همگی روی قله ورزاب 4 بودیم. جی پی اس ارتفاع 3946 متر را برای این قله نشان می داد. پس از کمی استراحت و عکاسی، از روی خط الراس و در جهت شرق به سمت قله جانستون حرکت کردیم. نیمه اول راه بدون پاکوب بود و در برخی نقاط باید بهترین مسیر رو پیش بینی کرده و انتخاب میکردیم. حدود 40 دقیقه بعد همه اعضای گروه بر روی قله جانستون به ارتفاع 3930 متر بودیم.

پس از استراحت و صرف ناهار روی قله ساعت 15:45 مسیر برگشت را در پیش گرفتیم. در نیمه راه قله ورزاب از یک نقطه مناسب که راه می داد به از خط الراس جدا شده و به سمت پایین حرکت کردیم. هدف رسیدن با غار بیوک آقا بود. فایل جی پی اس که از ویکی لاک برداشته بودم (فایل دوست عزیزم آقای رضا رحیم خانلی) مسیر فرودشان از همینجا بود اما ظاهرا اونها بصورت مایل کم کم ارتفاع کم کرده و خود را به یال مناسب نزدیک ورزاب رساندند و از انجا بدون مشکل خاصی ظاهرا باید فرود کرده باشند اما ما با شیب بیشتری ارتفاع کم کرده و وارد مسیر سنگی و ریزشی شدیم که تا حد زیادی سرعت ما رو گرفته و یکی دو نفر از بچه ها کمی با مشکل و به کندی این بخش از مسیر را طی کردند که با توجه به احتمال سقوط سنگ، کمی خطرناک هم بود. به هر حال از مسیر سنگی عبور کرده و کم کم به راست کشیده و خود را به یال مجاور رساندیم که مسیر بهتر و ایمن تری داشت. هدف تنگه انتهای یال بود. در انتهای یال و قبل از تنگه دو چوپان به همراه گوسفندهایشان بودند. از مسیر و امن بودن تنگه پرسیدیم، گفتند که بهتر است از مسیر تنگه -که آب دارد- نرویم چون یکی دو هفته قبل یک گروه از اینجا عبور کرده و دچار حادثه شدند. یکی از اعضای گروه پایش به شدت شکسته و با قاطر به پایین فرستاده شده بود! لذا پاکوب را به سمت راست و بالای یال در پیش گرفته و از سمت دیگر که کمی شن اسکی داشت سرازیر شده و خود را به آبشار کوچک و دشت رساندیم. از آنجا به سمت غار حرکت کرده که پس از چند دقیقه وارد پاکوب شده و ساعت 19 پای غار بیوک آقا بودیم. از پایین آبشار که سمت راست غار قرار دارد کمی آب برداشته و اندکی استراحت کرده و مجددا براه افتادیم. حدود 5 دقیقه پایین تر به چشمه پر آب و عالی رسیدیم که در سمت چپ رودخانه بود. بطری ها را اینبار برای منزل پر آب کرده و مسیر را ادامه دادیم. حدود یک نیم ساعت آخر را در تاریکی و با هدلامپ پیمودیم و در نهایت ساعت 21 محل پارک ماشین ها بودیم.

در این برنامه به علت کند بودن یکی از دوستان مهمان، حرکت در صعود کمی کند بوده و در فرود بسیار کند بودیم و فکر کنم حداقل سه ساعت تاخیر در اجرای برنامه پیش آمد. اما واقعیت این است که کندی و تاخیر مهم نیست بلکه مهم به سلامت تک تک اعضای گروه است که در انتها برنامه خوبی را رقم می زند.

برای آقای حبیبی نازنین آرزوی سلامتی میکنیم و خدا را شکر که شکستگی نداشته و به گفته دکتر فقط در حد کوفتگی و درد در قفسه سینه است که انشاا... آنهم به زودی بهبود پیدا کرده و ما همین هفته منتظر همراهی خوب ایشان هستیم.

از همه دوستانم که در این برنامه بنده رو تحمل و همراهی کردند سپاسگزارم. خصوصا آقای نیری عزیز و دوستانشان که ما را مفتخر نمودند.

در پناه حق

-------------------------------------------------------------------

+ فایل جی پی اس اصلاح شده و بخشی از مسیر که سنگی و ریزشی بود را منطبق با فایل آقای رحیم خانلی تغییر دادم.

--------------------------------------------------------------------

گزارش های مرتبط در همین وبلاگ:

قله جانستون، 28 و 29 اردیبهشت 1391 : اینجا

قله خرسنگ، تیر ماه 1390 : اینجا

---------------------------------------------------------------------

  نظرات ()
آرشيو موضوعي گزارشهاي من در روزنامه ايران گزارشهاي من در ماهنامه پيام بهمن گزارشهاي من در مجله جهان‌گردان برنامه هاي آتي مسيرهاي گردشگري و كوهنوردي شمال تهران مسيرهاي گردشگري و كوهنوردي شمال غرب تهران مسيرهاي گردشگري و كوهنوردي شميرانات، (لواسان و فشم) مسيرهاي گردشگري و کوهنوردي شرق تهران: فيروزکوه، هراز، دماوند، ... مسيرهاي گردشگري و كوهنوردي کرج و جاده چالوس مسيرهاي گردشگري و كوهنوردي شرق گيلان آموزش آموزش آپلود عکس و درج تصوير در وبلاگ آموزش روشهاي ريسايز و كم كردن حجم تصاوير Photo Resizer ، نرم افزاري عالي جهت ريسايز تصاوير
مطالب اخير قله سیادر جنگل الیمستان - پاییزه قله ارفع کوه قله الله بند کوچک قله فیل زمین قله همهن از یال جنوب غربی دماوند - شمال شرقی قله علم کوه از سیاه سنگ ها قله خلنو از تیغه های ژاندارک آبگرم لاریجان
پيوندهاي مفيد آپلود فايل و عكس - با عضويت پيش بيني 7 روزه وضعيت آب و هوا ایرانی - هواشناسي قله ها پيش بيني هواي قله توچال نقشه جامع راه هاي ايران - آنلاين سايت انجمن پزشکي کوهستان ايران maps.google.com تبدیل و ویرایش فایلهای GPS
دوستان من گروه كوهنوردي همه ما (2) ايران را بگرديم (محمد گائيني) ويكي پاكوب وبسايت پزشكي كوهستان ايران گروه اكوتوريسم شادي (كامران) ايران سرزمين من (پرويز شجاعي) تارنمای یک نجاتگر (ميلاد) راز کوه (رضا) سفر نويس (شهریار) بر فراز قله ها (صدريه منتظري) همه ما (يكي از همه!) دريا گوشه (بابك) دامون (دامون ابوالقاسمی) کوهستان (فرود) گروه كوهنوردي اهورا پنجره‌اي به كوهستان کوهنوردان زرتشتی ایران كوه نوشت‌هاي رضا نوركامي قله هاي مه گرفته (حسام) كوه گردي (نيما) آريا كوه كوه نامه دئنا (منصوره جعفريان) سفر به ديگر سو بهار گشت (بهارالدين افضلي) چكاد ايران گروه کوهنوردی باران لاهیجان گروه طبیعت گردی هـورشید دانشنامهٔ آزاد طبيعت ايران (عطا) گروه آریامهر (سعید نیری) كوهنوردي - علي حيدري (تيرداد) پرتال زيگور طراح قالب