نیما
تماس با من
پروفايل من
نويسنده (هاي) وبلاگ نیما
آرشيو وبلاگ
      کوهنوردی... نشاط زندگی (مسیرهای کوهنوردی و گردشگری تهران (و ایران))
جرزی کاکوشکا نويسنده: نیما - دوشنبه ٢۱ تیر ۱۳٩٥

معرفی کوهنوردان بزرگ جهان

نابغه کوهنوردی جهان؛ جرزی کاکوشکا

جرزی کاکوشکا (۲۴مارس ۱۹۴۸- ۲۴ اکتبر ۱۹۸۹) نام کوهنورد کوهستانهای آلپ و ارتفاعات بلند بود. او در شهر کات ویک در لهستان متولد گردید. در ۱۸ سپتامبر ۱۹۸۷ او دومین انسانی شد که بعد از رینهولد مسنر موفق به صعود ۱۴ قله هشت هزارمتری در جهان شد. بسیاری او را یکی از بهترین کوهنوردان ارتفاع در تاریخ می‌دانند.

جرزی کاکوشکا (یورک کوکوشکا) ، 1948-1989 - (Jerzy Kukuczka) - لهستان


نفرین بر طناب 6 میلی متری مستعمل ژاپنی ها!

 طنابی که رشته زندگی بزرگترین کوهنورد دوران را از هم گسیخت! واقعا اگر زنده بود چه کوه و صخره ای بود که در زیر گام های استوارش سر تعظیم فرود نمی آورد؟ کدام کوه بود که نام غیر قابل صعود بر رویش می ماند؟ متاسفانه فقط با یک اتفاق ساده اکنون در میان ما نیست.

سال ها از آن روز شوم می گذرد ولی هیچ کوهنوردی حتی به نزدیکی افتخارات او هم نرسیده است! فتح 14 قله هشت هزاری با آن امکانات و ابزار بی کیفیت و نا کافی با بودجه های صعود هایی که از کار رنگ آمیزی دودکش ها کارخانه ها و با آن مشکلات به دست می آورد. صعود 9 هشت هزاری از مسیر جدید و 4 صعود زمستانی که همگی برای اولین بار بود، نشان از قدرت بدنی اعجاب آور و تخصص ذاتی این ابرکوهنورد داشته است. مردی که در هیچ صعودی شکست نمی خورد! مردی که مسیر صعودش در K2 سخت ترین کوه دنیا تعجب هر بیننده را بر می انگیزد. صعودی که با سنگ نوردی در ارتفاع بالای 8400 متر و بدون اکسیزن به نام مسیر خودکشی  توسط رینهولد مسنر نامیده شد. فتح هشت هزاری ها کمتر از 8 سال با چنین سبک صعود هایی، رکوردی است که بی شک هیچ کوهنوردی به آن نزدیک هم نخواهد شد. او تمام صعودهایش را به جز اورست بدون اکسیژن صعود کرد. توانایی های خارق العاده او هنوز برای همه قابل تامل است.

اگر کوهنوردی را سخت ترین ورزش دنیا بدانیم قطعا او برترین ورزشکار دوران بوده . حیف و صد حیف که او دیگر در میان ما نیست. مردی که خارج از  کوهستان نیز در اخلاق و منش یگانه بود. دوستانش از او به عنوان مردی مهربان و جوانمرد یاد می کنند. جرزی کاکوشکا که دوستانش به او یورک می گفتند به سختی هزینه های صعودش را تهیه می کرد و اگر از حمایت و پشتیبانان مالی که امروزه وجود دارند بهره مند بود و تجهیزات فعلی در اختیارش بود شاید صعودهایش زمان بسیار کمتری از هشت سال هم  می برد.

دیواره جنوبی لوتسه باید به خاطر نگه داشتن چنین مردی در بین سنگ های سردش به خود ببالد.

 به هر حال اکنون او در میان ما نیست ولی این کمترین  حق  اوست که گمنام نماند. این حق اوست و همه کوهنوردانی که به سختی و با مشکلات مالی، راهی هیمالیا می شوند، باید کلاه  احترام از سر برداریم. کاکوشکا استوار بود و محکم. فقط  کوه کانچن چونگا بود که اشک های این قهرمان را دید و آن هم به هنگام دفن هم نوردش در میان صخره های سخت و سرد.

صداقت رینهولد مسنر قابل ستایش است هنگامی که به کاکوشکا گفت: "اگرچه من اولین فاتح هشت هزاری ها هستم ولی تو بهترین آنهایی".

فقط هیمالیا نوردان هستند که در سخت ترین شرایط صعود هایشان، زحماتی که قهرمانان گذشته در فتح قلل کشیده اند  را درک می کنند. درود بر لهستان و کوهنورد نامی اش جرزی کاکوشکای بزرگ.

 

Jerzy Kukuczka, Artur Hajzer, Carlos Carsolio pod Manaslu

تاریخ  کوهنوردی در هیمالایا بعد از پایان صعود هر 14 قله هشت هزار متری تا فرایند رویکرد امروزی و عام برای صعود به قلل آن دارای برگ هایی  درخشان و تابناک است. در این دوره که تقریبا از سال 1960  آغاز گردید و تا 1990 ادامه یافت کوهنودانی که پا به هیمالایا می گذاشتند دنیای سفید کوه های بلند را به گونه ای دیگر کشف کردند. آن ها نه بدنبال افتخار اولین صعود بودند و نه مانند امروز در گیر و دار صعود هایی مشخص با راهنما و شرپا .آنان گام به گام به دنبال صعود ستیغ ها و سختون های عظیم هشت هزار متری از راه هایی نو و مسیرهایی دشوار بودند. صرف کوهنوردی و بودن در کوه برای آن آدم های کوه ملاک اصلی بودنشان در آن دنیای سفید و سرد بود.

نام هایی نظیر یرزی کوکوشکا -  ویوتک کورتیکا - رینهولد مسنر  - ادوارد لورتان - هانس کامر لندر -  داگ اسکات - مارسل رودی و ... همه بزرگان هیمالایا با گنجینه ای از شاهکارها .

هر یک از این افراد به تبیین آن چیزی کوشیدند که امروزه آنرا به نام  آلپی‌نیزم در هیمالایا می شناسیم .هر یک از این اسامی درخشش خاص خود را دارد. اما جرزی کاکوشکا کوهنورد فقید لهستانی، دومین فاتح تمام هشت هزار متری ها براحتی و بناحق بسیار گمنام باقی مانده است .

او  در سال 1948 در لهستان بدنیا آمد و در سال 1989 در ارتفاع 8200 متری دیواره جنوبی لوتسه برای همیشه در کوهی که دوستش داشت آرام گرفت. او طی 8 سال موفق به صعود تمام قلل بالای هشت هزار متری شد (کاری که برای مسنر بیش از 16 سال زمان برد.) تمام صعود ها (به غیر از قله لوتسه) یا در زمستان بود یا از مسیری نو و یا بصورت انفرادی.

بسیاری بر این باورند که اگر کمی خوش شانس تر بود حتی زودتر از مسنر موفق به انجام این صعود ها می شود. ولی جرزی همواره از اینکه او را درگیر مسابقه صعود با مسنر قلمداد کنند رویگردان بود. او می گفت: "من کوه ها برای بخاطر خودشان صعود می کنم نه بخاطر هیچ چیز دیگر".

کشور لهستان در زمان او دارای رژیمی کمونیستی با مسائل خاص بود. اینکه چگونه او توانست هزینه این صعود ها را بدون هیچ گونه کمک گیری از کمپانی های و کارخانجات جمع آوری کند نشان از اراده سخت او دارد. او هنگامیکه که به کشورش برمی گشت  ضمن زندگی با همسر و دو پسرش با  کار در ارتفاع و همچنین کار در رشته تحصیلی دانشگاهی خود پول پس انداز می کرد و باز راهی آن دیار دور می شد.

دوستانش از او به عنوان مردی مهربان پرکار و بسیار قوی نام می برند. مردی ساکت که همواره آماده کمک به دیگران بود. توانایی غریب او در پیمایش کوه ها و مسیرهای فنی اعجاب آور بود. صعود او بر روی K2 از مسیری که امروزه بنام مسیر کاکوشکا شهرت یافته یکی از غریب ترین سنگنورد های انجام شده در ارتفاع بالای 8400 متری است. مسیری با درجه سختی 5.11 ، بدون اکسیژن و در  K2.

 بعد از اتمام صعود های او بر روی هشت هزار متری ها او باز به هیمالایا بازگشت. هدف او قله لوتسه بود. تنها قله ای که از مسیر عادی صعود کرده بود و راه انتخابی او دیواره جنوبی این کوه بود. دیواره ای که مسنر صعود آن را میراث کوهنوردان قرن 21 خوانده بود!  او و هم طنابش تا ارتفاع 8200 متری و تقریبا تا انتهای دیواره صعود می کنند. در آخرین طول های مسیر کاکوشکا پاندول می شود. کارگاه سقوط او را تاب می آورد اما طناب پاره می شود!!

طنابی دست دوم که از یک تیم ژاپنی در نپال خریداری کرده بود …

 

برگرفته از وبلاگ شخصی آقای "محمد حسین فرزان فر" – با ویرایش

-----------------------------------------------------------------------------

 

کاکوشکا به همراه همسر و دو فرزندش:

 کاکوشکا در 24 اکتبر 1989 در تلاشی برای فتح قله لوتسه از مسیر دیواره جبهه جنوبی جان خود را از دست داد. حادثه در ارتفاع 8200 متری در حالی که بر مسیری پر شیب به عنوان سر طناب فعالیت می کرد اتفاق افتاد. بنا به اظهارات "ریزارد پاولوفسکی" همنورد او، در آن روز غم انگیز، طناب اصلی که توسط گروه مورد استفاده قرار گرفته بود، گیر کرده و به این دلیل قابل استفاده جهت فواصل بعدی نبود. لذا صعود کنندگان تصمیم می گیرند در میسر اندک باقیمانده بر طناب 6 میلیمتری که جهت جابجایی بارها از آن استفاده میکردند (و به صورت مستعمل در "کاتماندو" خریداری نموده بودند) صعود نمایند. که در نهایت، پاره شدن طناب مذکور و سقوط ناگهانی باعث مرگ کاکوشکا شده پایان فعالیت هیمالیا نوردی وی رقم خورد که اگر این بد شانسی حادث نمی شد این اسطوره بزرگ کوهنوردی رکوردها و میسرهای بیشماری از خود به جا میگذاشت.

یادش گرامی ...

+ برای آشنایی بیشتر با این اعجوبه کوهنوردی کتاب "دنیای عمودی من" نوشته کاکوشکا و ترجمه رامین شجاعی را به علاقمندان توصیه میکنم.

 

لوح سنگی یادبود جرزی کاکوشکا در کوه لوتسه:

Lhotse from the memorial of J.Kukuczka and the polish heroes of Lhotse's south face. Oct 26, 2009

 

نمونه هایی از وسایل کوهنوردی کاکوشکا در موزه خانوادگی کاکوشکا:

این موزه در لهستان و در منزل شخصی کاکوشکا قرار دارد که توسط همسر کاکوشکا اداره می شود.

منبع: وبلاگ "دوبی سل"

 

 

تمبر یادبود کاکوشکا:

 ***

 کتاب «دنیای عمودی من»

خاطرات جرزی کوکوشکا (jerzy kukuczka) یکی از مشهورترین همالیانوردان جهان در کتاب «دنیای عمودی من» آورده شده است. کوکوشکا در این کتاب سعی کرده است خاطرات کوهنوردی خود را در خلال سالهای 1979 تا 1987 برای خوانندگان شرح دهد که توسط اقای رامین شجاعی به فارسی ترجمه شده است.

«به صخره ای دست زدم و دستم را بالا کشیدم و متوجه شدم نه تنها میتوانم خودم را نگه دارم بلکه میتوانم از آن بالاهم بروم! به این ترتیب دنیای عمودی خود را کشف کردم!»
وی در مقدمه این کتاب نوشته: «خودم را با این اندیشه تسکین دادم که فهمیده بودم هیمالیا متعلق به افراد عادی است. و روزی باز خواهم گشت .باید باز گردم و باز گشتم و این کتاب را نوشتم. در این کتاب جوابی برای سوالهای بی‌پایان در مورد علت اجرای برنامه‌های بزرگ به قلل مرتفع و به هیمالیا پیدا نمی‌شود. هیچگاه لزوم پیدا کردن پاسخ را احساس نکردم. به کوهستانها رفتم و آنها را صعود کردم. فقط همین».

حجم فایل 1.3 مگابایت/ 94 صفحه / فرمت PDF / زبان فارسی

-------------------------------------------------------

 مطالب مرتبط در همین وبلاگ:

دنیای عمودی من - مرداد 92

--------------------------------------------------------------------

پ.ن: در این پست، با جستجو در گوگل و مطالعه منابع فارسی (و لاتین) سعی کردم که یکی از بهترین و کامل ترین منابع فارسی در مورد کاکوشکا را تهیه، گردآوری و منتشر نمایم. امید که قدمی هرچند کوچک برای زنده نگه داشتن یاد و خاطره این مرد بزرگ برداشته شده باشد. نیما - 20 تیر 95

  نظرات ()
پیش برنامه دماوند نويسنده: نیما - یکشنبه ٢٠ تیر ۱۳٩٥

پیش برنامه دماوند – شمال شرقی، 3و4 شهریور 95

+ علم کوه از مسیر سیاه سنگ ها

1)  جمعه، 25 تیر: قله خرسنگ 3950 متر (اجرا شد)
2)  جمعه،1  مرداد: خط الراس کلون بستک به سرکچال (پیش برنامه علم) (اجرا شد)
3)  چهارشنبه، 13 مرداد: علم کوه از مسیر سیاه سنگ (13و14 مرداد) (اجرا شد)
4)  پنجشنبه، 28 مرداد: قله کلون بستک - شب مانی (اجرا شد)
—------—
چهارشنبه، 3 شهریور: دماوند - شمال شرقی (3و4 شهریور – 2 روزه) (اجرا شد)
—------------------------------------------------—
نکته1: حضور در برنامه سرکچال (پیش برنامه) برای شرکت در برنامه علم کوه الزامی است.
نکته2: حضور درسه پیش برنامه برای دماوند الزامی است. خصوصا در یکی از دو برنامه آخر (علم یا توچال) که برای هم هوایی حائز اهمیت است.
نکته3: در برنامه های علم و دماوند، در ارتفاع 3700 و 4400 متر شب مانی داریم. کیسه خواب مناسب و چادر از ملزومات این برنامه ها است.

 با امید موفقیت برای همه دوستان

  نظرات ()
قله صندوق چال نويسنده: نیما - یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳٩٥

گزارش صعود به قله صندوق چال 3550، از هملون

تاریخ اجرای برنامه: جمعه 95.04.11

موقعیت جغرافیایی: استان تهران، میگون، دره هملون

ارتفاع مبدا صعود: 2340 متر (دره هملون)
ارتفاع نقطه فرود: 2600 متر (پیست دربندسر)
مسافت پیموده شده تا قله: 7 کیلومتر
کل مسافت پیموده شده: 10.7 کیلومتر
مدت زمان صعود: 6 ساعت (6.40 تا 12.30)
کل زمان برنامه: 10 ساعت (6.40 تا 16.30)
گام گروه: متوسط
تایم صبحانه: 1 ساعت (7.30 تا 8.30)

نفرات شرکت کننده: (7 نفر)
نیما اسماعیلی، مسعود کریمخانی، مجتبی داشخانه، ایمان حسینی، محمد شکوفکی، احسان خاتونی و خانم نسترن سعادتی

 

 

مسیر پیموده شده در گوگل ارث (خط قرمز):

 

+ دانلود جی پی اس مسیر (آپلود شده در wikiloc)

 ------------------------------------------------

گزارش برنامه:

1- قرار ما ساعت 5 صبح گردنه قوچک بود که با تاخیر یکی از دوستان، ساعت 5.20 با سه ماشین، مسیر میدان لشگرک و جاده فشم را در پیش گرفتیم.

2- پس از پشت سر گذاشتن میدان فشم و میگون، حدود ساعت 6 صبح به هملون رسیدیم. سه نفر پیاده شده و 4 نفری با سه ماشین به سمت دربندسر ادامه مسیر دادیم. دقایقی بعد به دربندسر رسیدیم و دو ماشین را در پارکینگ پیست دربندسر پارک کرده و با یک ماشین به سمت هملون برگشتیم.

3- ماشین را جلوی ورودی دره و کنار جاده پارک کردیم که البته در صورت پر بودن این مکان حدود 100 متر بالاتر (به سمت دربندسر) نیز جا برای پارک وجود دارد که ایمن تر هم هست. کفش و کوله ها را بسته و ساعت 6.40 از کنار رستوران هملون پیاده روی خود را آغاز کردیم.

4- ساعت 7.30 کنار چشمه اصلی هملون (ارتفاع 2540 متر) اتراق کرده، صبحانه را میل کرده و ساعت 8.30 مجددا به راه افتادیم. اطراف چشمه محل خوبی برای چادر و کمپینگ هست که یک گروه نسبتا بزرگ در آنجا شب مانی داشتند.

5- بعد از چشمه، پاکوب اصلیدر مسیر مستقیم به سمت باغ و کلبه می رود. مسیر نزدیکتر و میانبر این است که از پاکوب جدا شده، از سمت راست به پای رودخانه رفته و چند قدم جلوتر از سمت چپ وارد مسیر پاکوب داخل باغ ها شده و به سمت بالا ارتفاع بگیرید تا مجددا وارد مسیر دره و رودخانه اصلی شوید.

6- پس از چند دقیقه در مسیر پاکوب ارتفاع کم کرده و مسیر را از کف دره و از سمت چپ رودخانه ادامه دادیم. حدود نیم ساعت بعد از کف دره جدا شده و از یک پاکوب دیگر که خیلی هم پررنگ نبود از سمت چپ به روی یال ارتفاع گرفتیم و سال ها را یکی یکی تراورس کردیم تا در نهایت ساعت 11.00 به گردنه در ارتفاع 3300 متر رسیدیم. (گردنه بین آهنگرک و سی چال)

7- پس از استراحتی کوتاه، از روی خط الراس به سمت شمال حرکت کرده و مسیر قله فرعی را در پیش گرفتیم. کمی قبل از نوک قله فرعی به سمت راست متمایل شده و در اینجا سنگ چین قله صندوق چال نمایان شد. کنار قله صندوق چال دکل رادیویی قرار دارد که از داخل دره هملون دیده می شد. حدود 5 دقیقه بعد از قله فرعی، به قله صندوق چال رسیدیم که در ارتفاع پایین تری نسبت به قله فرعی قرار دارد. (حدود 20-30 متر). (ساعت 12.30)

فرود:

ناهار را در دشت سمت چپ قله صرف کرده و ساعت 14.30 از بالای دشت، شیب تند را به سمت پارکینگ پیست دربندسر سرازیر شدیم. ساعت 15.30 به گوسفند سرا و چشمه رسیدیم (ارتفاع 3 هزار متر) و از پاکوب سمت چپ گوسفند سرا مسیر را به سمت پایین ادامه دادیم تا جایی که به جاده پیست رسیدیم. چند دقیقه ای در جاده حرکت کردیم تا در نهایت ساعت 16.30 به پارکینگ رسیدیم و پایان برنامه.

 

منابع آب در مسیر:

1- چشمه دره هملون، حدود یک ساعت پس از شروع حرکت در ارتفاع 2540 متر

2- چشمه گوسفند سرا در مسیر فرود، ارتفاع 3 هزار متر

3- چشمه جنب پارکینگ پیست دربندسر

نکته: چشمه اول و سوم دائمی بوده و چشمه دوم هم از ظاهر و حجم آبش پیدا بود که باید دائمی باشد.

---------------------------------------------

+ از میدان لشگرک (ابتدای جاده فشم) تا هملون: 25 کیلومتر و از هملون تا پارکینگ پیست دربندسر 6 کیلومتر راه است.

+ آنتن همراه اول، اطراف قله برقرار بود. و همینطور آنتن ایرانسل روی گردنه.

+ مسیر پیموده شده تا گردنه 3300 متر با مسیر قله آهنگرک و قله سی چال یکی است. از روی گردنه با گردش به چپ حدود 15 دقیقه بعد به قله آهنگرک (3380 متر) می رسید و مسیر قله سی چال (3700 متر) از سمت راست به فاصله حدود 2 ساعت است.

--------------------------------------------

(تصاویر بیشتر در ادامه گزارش)

========================================


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
قله پیرکتله نويسنده: نیما - شنبه ٥ تیر ۱۳٩٥

گزارش صعود به قله پیرکتله 3380 متر، از روستای دُروان

تاریخ اجرای برنامه: جمعه 95.04.04

موقعیت جغرافیایی: استان البرز، آتشگاه، روستای دروان
ارتفاع قله: 3380 متر
ارتفاع مبدا صعود: 2140 متر
مسافت پیموده شده تا قله: 11.2 کیلومتر
کل مسافت پیموده شده: 22 کیلومتر
مدت زمان صعود: 8 ساعت (6.30 تا 14.30)
کل زمان برنامه: 14 ساعت (6.30 تا 20.30)

نفرات شرکت کننده: (7 نفر)
نیما اسماعیلی، رضا حبیبی، مسعود کریمخانی، مجتبی داشخانه، ایمان حسینی، محمد شکوفکی و خانم نسترن سعادتی

 

 

جذابیت های برنامه:

- دره های بکر و زیبا در مسیر صعود و فرود
- عبور از دره همراه باچالش و دست به سنگ در مسیر صعود
- چالش عبور از عرض رودخانه خصوصا در مسیر فرود که بارها تکرار شد.

--------------------------------------------------------

نکته مهم1: سال گذشته، ورودی روستای دروان به روی گردشگران و کوهنوردان بسته بوده و نیاز به هماهنگی با مسئول شورا و یا بسیج روستا داشت که مدتی است این نگهبانی برداشته شده و ورود برای همگان آزاد است.

نکته مهم2: با توجه به نیاز به عبور از عرض رودخانه که بارها در مسیر صعود و خصوصا در مسیر فرود تکرار می شود، اجرای این برنامه در فصول پر آب (خصوصا در فروردین و اردیبهشت) با مشکل مواجه خواهد شد.

------------------------------------------------

منابع آب در مسیر:

1- تنها چشمه مسیر ِ صعود، اواسط دره، سمت چپ رودخانه، حدود 20 دقیقه مانده به تنگه

2- اولین چشمه مسیر فرود، سمت راست رودخانه

3- چشمه اصلی در مسیر فرود، سمت راست رودخانه، پایین تر از گوسفند سرا

-------------------------------------------------------

گزارش برنامه:

ساعت 5 صبح از میدان آزادی حرکت کرده و ساعت 6.15 به روستای دروان رسیدیم.

1- ماشین ها را همان ابتدای ورودی روستا پارک کرده و ساعت 6.30 پیاده روی خود را آغاز کردیم.

2- حدود 100 متر پایین تر، از پل رد شده و داخل بافت اصلی روستا شده و از کوچه پشت مسجد مسیر را ادامه دادیم تا به یک دوراهی رسیدیم که دوراهی را به سمت راست رفتیم. (کلا از پارک ماشین تا دوراهی کمتر از 5 دقیقه)
3- ساعت 7 به دوراهی بعدی رسیدیم که ما در اینجا هم وارد مسیر سمت راست شدیم. سمت راست مسیر قله خونکهار و  سمت چپ مسیر قله چشمه نار است. (مسیر فرود ما)
دروانی ها به دره سمت راست "رودخانه بزرگه" و به سمت چپ "رودخانه کوچیکه" می گویند.
4- ساعت 8 تا 8.45 جایی کنار رودخانه صبحانه خوردیم و در ادامه در دو نقطه از عرض رودخانه رد شدیم که دومی اگر میخواستی داخل کفشهات آب نره باید جهش آهو میزدی! که البته اگر قبل تر وارد پاکوب درست (سمت چپ رودخانه) می شدیم اینقدر اذیت نمی شدیم.

5- ساعت 9 صبح به اولین چشمه مسیر رسیدیم که در اینجا دو راه پیش رو داشتیم. پاکوب پایین و پاکوب بالا. ما راه پایینی را انتخاب کردیم. 20 دقیقه بعد با عبور از جلوی یال و دره خونکهار، از سمت چپ رودخانه به انتهای دره و ابتدای تنگه رسیدیم. عبور از این تنگه ی زیبا حدود 15 دقیقه زمان برد که  کمی زحمت داشت. عبور از این تنگه در فصول پرآب قطعا غیر ممکن است. در انتهای تنگه آبشاری قرار دارد که از سمت راست آن دست به سنگ شدیم و به سمت بالای صخره ارتفاع گرفتیم. شیب صخره زیاد بوده و عبور از آن با خطر ریزش سنگ از زیر پای بچه ها همراه بود. گذر از این تنگه، در هر فصلی، برای کوهنوردان کم تجربه و ضعیف توصیه نمی شود.

نکته: اگر بعد از چشمه، از پاکوب بالا حرکت می کردیم، به راحتی بالای این تنگه در می آمدیم. فقط حدود 100-150 متر باید ارتفاع گرفته و مجددا فرود می آمدیم. این را وقتی فهمیدیم که بالای تنگه پاکوب را دیدیم. البته تنگه بسیار زیبا و دست به سنگ آن هم نسبتا فنی و خوب بود و در کل خوب بود.

6- ساعت 10.20 به بالای یال (گردنه مانند) در ارتفاع 2500 متر رسیدیم. در اینجا  قله پیرکتله به عنوان بلندترین قله در بالای یال سمت چپ دیده می شود. با حرکت به سمت شمال مسیر قله را در پیش گرفتیم. اولین قله فرعی را از سمت راست تراورس کردیم و دومی را از سمت چپ که پاکوب های کمرنگی در مسیر داشت. تراورس دوم کمی زحمت داشت که اگر بالای قله می رفتیم بهتر بود.

7- یال پرشیب و کمی نفس گیر قبل از قله را نیز طی کرده و ساعت 14.30 بر فراز قله پیرکتله عکس یادگاری گرفتیم.

+ یالی که قله پیرکتله بر روی آن قرار دارد به سمت شمال در انتها به یک قله فرعی منتهی می شود که سمت چپ آن قله ورکش (3700 متر) و سمت راست آن قله ناز (4100 متر) قرار دارد.

فرود:

ساعت 15.10 از روی قله در جهت غرب و به سمت دره چشمه نار (دره رودخانه کوچک) فرود آمدیم که شیب بسیار تندی داشت و غالبا بدون پاکوب بود. فرود سختی داشتیم چون هوا گرم بود و باد هم گاه به گاه می وزید. ساعت 17.00 به کف دره و رودخانه رسیدیم که سمت راست رودخانه چشمه آب جاری بود. وجود این چشمه اینجا واقعا نعمتی بود و بسیار چسبید. در ادامه، مسیر دره را در جهت رودخانه به سمت پایین در پیش گرفتیم که تا خود روستا پاکوب دارد. در طول مسیر بارها و بارها از عرض رودخانه رد شدیم که به علت عرض زیاد و حجم بالای آب رودخانه، تقریبا همه بچه ها با کفش از روخانه رد می شدند. عبور از عرض رودخانه که با خیس شدن کفش ها و حتی افتادن داخل آب! همراه بود، کمی سخت، اما در نهایت لذت بخش و هیجان انگیز بود. سرسبزی و زیبایی دره چشمه نار نیز بر لذت این پیاده روی می افزود.

ساعت 6.40 به بهترین و پرآب ترین چشمه مسیر رسیدیم که در سمت راست رودخانه و کنار یک گوسفند سرا قرار دارد. (سال قبل از جلوی همین گوسفند سرا به سمت قله چشمه نار ارتفاع گرفته بودیم). در انتهای دره با عبور از داخل باغ های سرسبز و مصفا به جاده روستا رسیدیم و ساعت 20.30 جلوی مسجد روستا بودیم. سفره پربرکت افطاری داخل مسجد پهن شده بود و ما نیز با دعوت اهالی خونگرم و مهربان روستا به داخل مسجد رفته و پای سفره نشستیم تا یکی دیگر از برنامه های زیبا و خاطره انگیز ما در بهار سال 95 و در روستای با صفای دروان این چنین پایان پذیرد.

 

 ------------------------------------------------------------

آدرس روستای دروان:

اتوبان تهران-کرج، پل فردیس، بلوار شورا، بلوار بسیج (یا کاج)، بلوار مطهری، بلوار نبوت، بلوار اشتراکی، جاده آتشگاه، روستای دروان

+ از تهران (ابتدای اتوبان کرج) تا ابتدای جاده آتشگاه: 46 کیلومتر و از آنجا تا روستای دروان 23 کیلومتر دیگر راه (جاده آسفالته کوهستانی) است. جمع: حدود 70 کیلومتر، که حدود 1.5 ساعت زمان می برد. روزهای تعطیل در جاده آتشگاه ترافیک شدید دارد و از بلوار اشتراکی تا پل فردیس نیز کم و بیش ترافیک است.

----------------------------------------------------------

+ دانلود جی پی اس مسیر

------------------------------------------------

گزارش های مرتبط در همین وبلاگ:

قله خونکهار از روستای دروان، 94.01.21

قله چشمه نار از روستای دروان، 94.03.01

------------------------------------------------

(گزارش در حال تکمیل)


ادامه مطلب ...
  نظرات ()
آرشيو موضوعي گزارشهاي من در روزنامه ايران گزارشهاي من در ماهنامه پيام بهمن گزارشهاي من در مجله جهان‌گردان برنامه هاي آتي مسيرهاي گردشگري و كوهنوردي شمال تهران مسيرهاي گردشگري و كوهنوردي شمال غرب تهران مسيرهاي گردشگري و كوهنوردي شميرانات، (لواسان و فشم) مسيرهاي گردشگري و کوهنوردي شرق تهران: فيروزکوه، هراز، دماوند، ... مسيرهاي گردشگري و كوهنوردي کرج و جاده چالوس مسيرهاي گردشگري و كوهنوردي شرق گيلان آموزش آموزش آپلود عکس و درج تصوير در وبلاگ آموزش روشهاي ريسايز و كم كردن حجم تصاوير Photo Resizer ، نرم افزاري عالي جهت ريسايز تصاوير
مطالب اخير قله سیادر جنگل الیمستان - پاییزه قله ارفع کوه قله الله بند کوچک قله فیل زمین قله همهن از یال جنوب غربی دماوند - شمال شرقی قله علم کوه از سیاه سنگ ها قله خلنو از تیغه های ژاندارک آبگرم لاریجان
پيوندهاي مفيد آپلود فايل و عكس - با عضويت پيش بيني 7 روزه وضعيت آب و هوا ایرانی - هواشناسي قله ها پيش بيني هواي قله توچال نقشه جامع راه هاي ايران - آنلاين سايت انجمن پزشکي کوهستان ايران maps.google.com تبدیل و ویرایش فایلهای GPS
دوستان من گروه كوهنوردي همه ما (2) ايران را بگرديم (محمد گائيني) ويكي پاكوب وبسايت پزشكي كوهستان ايران گروه اكوتوريسم شادي (كامران) ايران سرزمين من (پرويز شجاعي) تارنمای یک نجاتگر (ميلاد) راز کوه (رضا) سفر نويس (شهریار) بر فراز قله ها (صدريه منتظري) همه ما (يكي از همه!) دريا گوشه (بابك) دامون (دامون ابوالقاسمی) کوهستان (فرود) گروه كوهنوردي اهورا پنجره‌اي به كوهستان کوهنوردان زرتشتی ایران كوه نوشت‌هاي رضا نوركامي قله هاي مه گرفته (حسام) كوه گردي (نيما) آريا كوه كوه نامه دئنا (منصوره جعفريان) سفر به ديگر سو بهار گشت (بهارالدين افضلي) چكاد ايران گروه کوهنوردی باران لاهیجان گروه طبیعت گردی هـورشید دانشنامهٔ آزاد طبيعت ايران (عطا) گروه آریامهر (سعید نیری) كوهنوردي - علي حيدري (تيرداد) پرتال زيگور طراح قالب