سر ز بالین به چه امید بر آرم...

سر ز بالین به چه امید بر آرم سحری
که در آن روز نبینم رخت ای رشک پری

آه از آن شب که نگیری خبر از من در خواب
وای از آن روز که من از تو نگیرم خبری
 
عهد کرده است که از صحبت دونان گذرد
دیرتر می‌گذر ای عمر که خوش می‌گذری

شهر عشق است و جنون از همه جا مقصد ما
خیز اگر با من و دل، راهزنا هم‌سفری

/عماد خراسانی/

------------------------------

درکه، پناهگاه پلنگ چال - جمعه 5 اسفند 1390

/ 3 نظر / 16 بازدید
محمد

درود [لبخند] بهتون تبریک میگم، آفرين [گل] به اميد ديدار[خداحافظ]

شهریار

سلام و درود پیوندتان را با زمان تبریک عرض می کنم . . . . . . . تولدتان مبارک

رویا

مدتیه که عکساتون و دنبال کردن مسیرتون برام جذاب تر شده . دلیلش بی شک بودن همسرتونه[لبخند]