قله الله بند

گزارش برنامه:
* محل قرار ما ساعت 6 صبح ، گردنه قوچک بود. از جاده فشم و دوراهی اوشان به روستای آهار رفته و پس از پارک خودروی خود در اطراف میدان آهار، ساعت 07:00 صبح مسیر باغستان ده تنگه را از مجاورت رودخانه در پیش گرفتیم.
هر چند که اخیرا جاده آهار به ده تنگه را تعریض نموده و دیگر آن جذابیت سابق را ندارد، اما خب به هر حال پیاده روی از آهار به ده تنگه هنوز هم خالی از لطف نیست. خصوصا اگر جلوه های زیبای پاییزی چاشنی این پیاده روی باشد.
* ساعت 08:00 در یک مکان مناسب برای صرف صبحانه اتراق کردیم. بعد از صرف صبحانه و کمی گردو بازی (یعنی جستجوی عمییییییق برای یافتن گردووووو :) )، ساعت 08:50 مجدد براه افتادیم.
* ساعت 09:15 جلوی باغستان ده تنگه بودیم. از چشمه پرآب و گوارای ابتدای ده تنگه آب آشامیدنی مورد نیاز را برداشته و مجددا به جاده برگشته و مسیر جاده را به سمت انتهای دره ادامه دادیم. درامتداد جاده و مقابل دیدگانمان، قله آهنگرک در سمت راست جاده، قله سی چال در سمت مقابل و یک کوه سنگی در سمت چپ دیده می شد که قله الله بند پشت آن کوه سنگی واقع است و تا حدود دو ساعت مانده به قله ، دیده نمی شود.
* با توجه به فایل جی پی اس که از مسیر داشتیم (فایل آقای رضا رحیم خانلی) و بررسی هایی که در گوگل ارث داشتیم، کمی بالاتر از ده تنگه و قبل از اینکه به باغستان انتهای دره برسیم، ساعت 09:40 از یک پاکوب که از سمت چپمان دیده می شد، به سمت بالای یال تغییر جهت دادیم و ارتفاع گرفتیم. مسیر پاکوب بعد از چند دقیقه دو شاخه شده و شاخه اصلی آن مستقیم می رفت و شاخه فرعی آن به سمت چپ و بالا. از آنجا که هدف ما رسیدن به بالای یال بود، از پاکوب سمت چپی به سمت بالا ارتفاع گرفتیم.
* ساعت 10:15 به بالای یال اول رسیدیم. در اینجا دشت کوچکی بود که یک گوسفند سرا در گوشه ای از آن دیده می شد.
* از داخل دشت کمی مستقیم حرکت کرده و سپس به سمت چپ کشیده و مسیر بالای یال را در پیش گرفتیم. با توجه به موقعیت تقریبی قله که هنوز در دید نبود، باید به بالای یال رفته و از روی خط الراس به سمت راست تغییر جهت داده تا در مسیر قله قرار بگیریم. ساعت ... بالای یال دوم بودیم و با تغییر جهت به سمت راست مسیر را به  سمت قله ادامه دادیم.
* ساعت 12:40 پایین قله الله بند کوچک بودیم که یک قله پوشیده از سنگ بود. در امتداد مسیر پاکوب، الله بند کوچک را از سمت چپ دور زده و خود را به پشت آن رساندیم. در اینجا قله اصلی الله بند برای اولین بار نمایان شد که چندان هم نزدیک نبود! دو گرده سنگی بالای قله به فاصله نزدیک هم دیده می شد که همانطور که در تصویر ضمیمه نشان دادم، قله اصلی سمت چپی است.
* با ادامه مسیر پاکوب، خود را پایین و سمت چپ قله رسانده و با تغییر جهت به سمت راست شیب تند پایانی را که بدون پاکوب بود طی کرده و در نهایت ساعت 14:30 بر روی قله سمت راستی بودیم. با قرار گرفتن بر روی این قله تازه متوجه شدیم که قله اصلی سمت چپی است که بنظر می رسد حدود 15-20 متری بلندتر از این یکی باشد. فاصله این دو قله از هم حدود 15-20 دقیقه راه نشان می داد که ما به علت ذیق وقت از صعود به قله اصلی صرفنظر کرده و مسیر بازگشت را در پیش گرفتیم. جالب اینکه نقطه پیک فایل جی پی اس هم همین قله ای بود ما رویش بودیم. طبق کامنتی که آقای رحیم خانلی بعدا برایمان گذاشتند مشخص شد که گروه ایشان هم همین قله را صعود کرده و برگشته بودند.
* پیش بینی من برای صعود قله 6 ساعت بود. اما مسیر خیلی طولانی تر از آن بود که بنظر می رسید. کمی هم گاممان کند بود در این روز. این شد که با 1.5 ساعت تاخیر، 7.5 ساعته قله را صعود کردیم.

نکته: پیشنهاد می شود که برای آخرین مرحله صعود، از یالی که مسیر فرود ما بود صعود کنید که میانبر و مناسبت تر است.

فرود:
برای فرود از یال اصلی (خط الراس) به سمت پایین سرازیر شدیم. کمی پایین تر، ساعت 15:00 در مکانی نه چندان هموار برای ناهار توقف کرده و پس از صرف ناهار ساعت 15:40 مجددا براه افتادیم. مسیر فرود ما همانطور که در تصویر گوگل ارث مشخص است، در بخش هایی با مسیر صعود متفاوت بود. بخش هایی از مسیر شن اسکی بود که فرودمان را سریعتر کرد. البته شن اسکی آسان و چندان ایمنی نبود!  ما کمی قبل از رسیدن به دشت (گوسفند سرا)، برای اینکه مسیر دره را هم دیده باشیم، به سمت چپ کشیده و از مسیر دره به پایین سرازیر شدیم. در ابتدا مسیر پاکوب داشت اما رفته رفته پاکوب کمرنگ شد و مسیر ناهموار و کمی سخت شد. جایزه ما برای طی آن مسیر ناهموار ویوی زیبایی بود از باغ های آلبالو به رنگ قرمززززز که در آن غروب پاییزی منظره زیبایی را مقابل دیدگانمان به تصویر می کشید.
به هر حال با کمی زحمت و مراقبت، قسمت سخت مسیر را پشت سر گذاشته و خود را به باغ های آلبالو در پایین دست رساندیم. بفرمایید آلبالو خشکه! البته اگر این علیرضا خان بذاره ...!
از میان باغ ها گذشته و در حالی قدم به جاده گذاشتیم که ساعت 18:45 بود و هوا دیگر تاریک شده بود. جاده ده تنگه به آهار را در تاریکی هوا طی کرده و ساعت 19:20 روستای آهار بودیم... و پایان برنامه.

چشمه های مسیر:
1-    شیر آب داخل محله آهار
2-    چشمه ده تنگه
3-    چشمه های اطراف گوسفند سرا (فصلی)

آنتن دهی موبایل:
تا جایی که ما رصد کردیم، آنتن همراه اول فقط نزدیک آهار برقرار بوده و باقی مسیر آنتن ندارد.


تصاویر برنامه:

جاده آهار به ده تنگه:

 

جاده آهار به ده تنگه، محل صرف صبحانه:

 

چشمه ده تنگه:

 

باغستانی زیبا و کاملا پاییزی در انتهای دره آهار:

 

قله الله بند کوچک، 3355 متر. قله الله بند اصلی پشت این قله دیده می شود:

 

قله الله بند:

 

از پایین که به قله نگاه می کنید، دو برجستگی روی قله دیده می شود که سمت راستی بزرگتر و بلندتر و سمت چپی کوچکتر دیده می شود. قله اصلی در واقع برجستگی سمت چپی است که سنگ چین کوچکی هم دارد. فاصله این دو از هم نیز حدود 15 دقیقه راه بیشتر نیست.

 

قله سی چال و ایستگاه بالای پیست دیزین از روی قله الله بند:

 

پژمان عزیز بر فراز قله الله بند:

 

قله الله بند (یه کم پایین‌تر!):

 

 

باغستان انتهای دره آهار در مسیر فرود:

رنگ قرمز زیبایی که مشاهده می کنید درختان آلبالو هستن در لباس پاییزی!

 

بفرمایید آلبالو خشکه! :)

/ 11 نظر / 96 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نیما

سلام آقا همیشه به کوه و طبیعت شاد و پیروز همواره دنیا به کام

راحیل

سلام خوبید ایوووووول چه عکسی من حسودیم میشه شما میرید کوه...[ناراحت] من که تهران نیستم آقا نیما... امیدوارم همیشه شاد و خرم باشید خوش بگذره...

راحیل

ووووای خیلی قشنگه...مخصوصا با این عکسها که گذاشتید ولی معلومه آقا پژمان خسته شدن اونجا که رسیدن رو قله ...خستگی تو چهره شون معلومه.... ممنون آقا نیما که اینقد قشنگ شرح میدی لطفا کاملش کن که بخونیمش.... خسته نباشید ....سپاس

علیرضا

"بنام خداوند بخشنده مهربان" با سلام به نیمای عزیز و دیگر همنوردان عزیز،آقا حسام و آقا پژمان و همه ی مطالعه کنندگان محترم وبلاگ. نیماجان،اول:از برای کلیه ی زحماتت به شما خسته نباشید میگم و امیدوارم که قبول اینهمه زحمت همواره باعث توانمندتر شدن شما گردد. و بعد،راجع به این برنامه باید بگم:کوهپیمایی خوبی بود، هرچند که با چیدمان آلبالو خشکه و پیداکردن گردو،کمی با برنامه های گلگشت ترکیب شده بود که البته شادی و نشاط خودش را برایمان به ارمغان آورد. لیکن:باید توجه داشت که با توجه به تغییر فصل و کوتاه شدن روزها، این ترکیب شدن برنامه ها احتمال از دست دادن زمان صعود، و از پی آن به مخاطره انداختن خودمان نیانجامد. در آخر:خدای متعال را شاکرم که نعمت کوپیمایی خوبی را در کنار دوستانی باصفا برایم روزی کرد. به امید دیدار. "در پناه حق محفوظ و مسرور باشید."

بهار

آقا عالی بووووووووووووووووووود به وبلاگ منم سر بزنید تازه دزستش کردم[خجالت]

رضا رحیم خانلی

سلام نیما جان و ممنون از اظهار لطف شما . امیدوارم در یکی از برنامه ها همراه شما باشیم . ما در برنامه اله بند به دلیل کمبود وقت و خستگی همراهان به قله اصلی نرفتیم . همیشه به کوه و سلامت باشی

آباجی

چه زیبایی ای زمین طبیعت دستان پذیرای خویش را به سوی ما دراز می کند و ما را فرا می خواند تا از زیبایی اش بهره مند شویم اما ما از سکوتش می هراسیم و به هیاهوی شهر ها می گریزیم ، تا در آنجا مانند گوسفندانی گریزان از چنگال گرگی وحشی در هم توده شویم ای زمین ، تو چه زیبایی و چه شکوهمند چه تمام و کمال است فرمانبرداریت از روشنایی ، و چه ناب است تسلیم تو در برابر خورشید چه دلپذیری تو ای زمین ، با آن سایه ات و چه افسونگری تو با آن نقاب تاریکت چه دلنواز است آواز سپیده ات ، و چه بی رحم است ستایش های شبانگاهیت چه بی نظیری تو ای زمین ، و چه با شکوهی جبران خلیل جبران

نیما

سلام بر دوست عزیزم آقا یه چند وقتی هست به خاطر مشکل زانو کوه درست و حسابی نرفتم یکی دوتا برنامه خیلی سبک رفتم دعا کنین زودتر بهبودی حاصل بشه آقا من بیشتر اشتیاق به همراهی با شما رو دارم به امید دیدار

جعفریان

درود بر شما چه پائیز زیبایی سپاس

مردان نبرد

سلام برادر واقعاً احسنت به همت والای شما[گل]