قله استرچال

شرح گزارش:

بعد از اینکه من سر راه آقای صالحی رو سوار کردم. ما ساعت حدود 07:40 میگون بودیم و از داخل میگون از طریق خ پاسداران به سمت منطقه آهنگرک ادامه مسیر دادیم. این جاده ترکیبی از جاده آسفالت و خاکی بوده و طول آن حدود 4 کیلومتر است. در انتهای این جاده به یک سه راهی رسیدیم که چشمه آب پرآبی هم در سمت راست از لوله جاری بود. ماشین رو پارک کرده و ساعت 8 صبح مسیر قله استرچال رو از سمت چپ سه راهی در پیش گرفتیم. چند دقیقه اول مسیر، جاده بود و بعد از طریق یک پاکوب کمرنگ خودمون رو به گردنه بالا رساندیم. روی گردنه ویوی خوبی از قله های قزقانچال و توچال و در کل خط الراس توچال داشتیم و هینطور روستای آهار در سمت راست و ده تنگه در سمت چپ و قله قلعه دختر و قله الله بند کوچک هم در سمت راست ده تنگه دیده می شد و ... . از روی گردنه با گردش به راست مسیر یال دوم را در پیش گرفتیم. تقریبا در بالای یال دوم، ساعت 09:00 تا 09:30 صبحانه را صرف کرده و مجددا براه افتادیم. بعد از پشت سر گذاشتن یال دوم به راست پیچیده و خود را به یال سوم رسانده و با گردش به چپ مسیر آخرین یال را به سمت قله در پیش گرفتیم. تا اینجا قله دیده نمی شد اما کمی جلوتر سنگ چین قله نمایان شد. ساعت 10:40 روی قله استرچال بودیم.

برای اینکه از طبیعت زیبای منطقه بیشتر بهره ببریم تصمیم گرفتیم که از دره هملون فرود کنیم. از آنجایی که آقای صالحی روز قبل (برنامه قله آهنگرک از هملون) عینکش رو اون پایین جا گذاشته بود این هم انگیره ای بود که از دره هملون برگردیم تا شاید سرراه عینک رو هم پیدا کنیم.

از روی قله به سمت گردنه ای که بین قله آهنگرک و قله استرچال هست سرازیر شدیم. محلی ها به این گردنه، گردنه "سرچاهون" میگن. به پایین که رسیدیم، به دنبال عینک کمی مسیرمان را کج کرده... جُستیمممممم اما نیافتیم!

به سمت مسیر دره هملون برگشته و از آب گوارای چشمه "سید گاهره" نوشیدیم. کمی پایین تر، ساعت 12:45 کنار یکی از باغ ها برای ناهار توقف کردیم. پس از صرف ناهار و استراحت ساعت 13:45 مجددا به سمت پایین حرکت کردیم. دره هملون سرسبز و طول مسیر پوسیده از باغ های زیبای آلبالو بود. آفتاب داغ تابستان کمی آزار دهنده بود اما باغ های سرسبز و شاخه های قرمززززز پوش درختان آلبالو که به داخل راه سرک کشیده بودند، همراه با نسیم خنکی که هر از گاهی می وزید، آنقدر زیبا و با طراوت بودند که برای مدتی خستگی و گرما را از یادمان می برد.

ساعت 02:40 ابتدای دره هملون و کنار جاده بودیم. پس از چند دقیقه تلاش، بالاخره با فریادهای آقای صالحی که: "ما میگون پیاده می شیم، تو رو خدا ما رو سوار کنین!" بالاخره یک بنده خدایی نگه داشت و ما رو سوار کرد. میگون پیاده شدیم و یک آژانس، دور همان میدان میگون گرفتیم با کرایه 7 هزار تومان و خودمان رو به محل پارک خودرو رساندیم... و پایان برنامه.

* آقای صالحی قبلا این مسیر رو زمستانه صعود کرده و نظرشون این بود که بعنوان یک برنامه سبک زمستانه برنامه خوبی هست.

-------------------------------------------------------------------------

مسیر صعود به قله استرچال و فرود از دره هملون در گوگل ارث:

(برای مشاهده عکس در سایز واقعی، بر روی آن کلیک نمایید)

 

از منطقه آهنگرک (سه راهی) که خودرویمان را پارک کردیم، چند دقیقه اول مسیر، جاده بود. بعد وارد یک پاکوب کمرنگ شده و مسیر گردنه بالا را در پیش گرفتیم:

 

ادامه مسیر به سمت راست از روی یال دوم، بعد از گردنه. از روی گردنه روبرویمان (در جهت غرب) یال قلعه دختر و خط الراس توچال به خوبی در معرض دید بود. همچنین بخش هایی از جاده آهار به ده تنگه.

 

 

قله استرچال:

 

آقای صالحی عزیز:

 

به سمت دره هملون در مسیر فرود:

 

دره هملون:

 

دره هملون، چشمه پرآب و گوارای سید گاهره:

 

باغ های زیبای دره هملون:

 

 

دره هملون بعد از پشت سر گذاشتن باغ ها:

 

دره هملون، دهانه غار اول:

پایان

/ 7 نظر / 41 بازدید
شهریار (سفرنویس)

دلمان تنگ دیدار است، از اینکه اینجا زیارتتان می کنیم خوشحالم. سلام به خانواده برسانید

محمد صالحي

نیما جان، روز خوبی بود، لذت بردم [لبخند] علاقه و انرژی شما قابل تحسینه، آفرین [گل] به امید دیدار و صعودی دیگر

محسن

سلام بر نيماى عزيز مرسى از گزارش باحالت و تماس تلفنيت با جناب صالحى من هم نظاره گر تماس تلفنيتون بودم با جناب صالحى و قرار بود منم بيام ولي بعلت اينكه اتومبيل يكي از دوستان را بايد ميبردم تعميرگاه ، افتخارو سعادت با شما عزيزان رو از دست دادم ولي روحم با شما بود هميشه باصلابت و استوار باشين دکتر علی شریعتی... ﻣﺸﮑﻞ ﻣﺎ ﺩﺭﻓﻬﻢ ﺯﻧﺪﮔﯿﺴﺖ ﻟﺬﺕ ﺑﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﯾﺎﺩﻣﺎﻥ ﻧﺪﺍﺩﻧﺪ ! ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺩﺭﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﺑﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺘﯿﻢ ﮐﻪ ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔﯿﻤﺎﻥ ﺭﺍﺗﺸﮑﯿﻞ ﻣﯿﺪﻫﻨﺪ: ﻣﺪﺭﺳﻪ.. ﺩﺍﻧﺸﮕﺎﻩ .. ﮐﺎﺭ.. ﺣﺘﯽ ﺩﺭﺳﻔﺮﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﻣﻘﺼﺪ ﻣﯽ ﺍﻧﺪﯾﺸﯿﻢ ﺑﺪﻭﻥ ﻟﺬﺕ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ! ﻏﺎﻓﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﺎﺗﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﯿﻢ ﺑﮕﺬﺭﻧﺪ ..

مهرنوش

سلام و عرض ارادت و دوستی .خوش به حالتون بوده جای ما خالی .اگر میشد حتمن من هم مایل بودم بیام. از همراهی با شما ، آقای صالحی و همه ی دوستان خوشحال میشم. به امید دیدار به زودی

هدی

سلام توضیح سفرتون جالب بود صعود به ققل مختلف باعث حافظه ی قوی شما شده یا درحین را مسیر رو یاداشت میکنید؟؟[نیشخند] نگران نباشید چشمم شیرینه

فرناز

عالی ارزوی پیروزی و موفقیت دارم براتون ممنون از این عکسای زیبا

ل.م

اینه دیگه...آدم یه همچین پایه کوهنوردی داشته باشه حتما اورست رو هم میزنه ... خوش به حال بعضی دوستان که به بعضی دوستان اینچنینی دسترسی دارند. موفق باشید.